قهرمان ميرزا عين السلطنه
7078
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
يا شهر دست آنها [ ست ] و نظامى زياد كشته شده همه دروغ است و پيش ما اين اخبار نبود . چيزى كه هست ايلات با يك اتحادى از قشلاق مراجعت [ كردند ] . نظاميانى كه در پستهاى خارج شهر بودند برخى تاب مقاومت نياورده تسليم شدند . بعضى كه مقاومت كردند ، البته بعضىشان سلامت و در قلعهء فلك الافلاك هستند و نمىتوانند به شهر و قلعه حمله بياورند . توپخانه دارند و مىزنند ، راه هم مسدود است براى اينكه مسكن لرهاست . تلگرافى هم كه كشيده بودند به عجله و بقدرى چوب و مقرهء آن بد بود كه اگر يك گوسفند تنه مىزد به زمين مىافتاد . قشون و امير لشكر وارد بروجرد شدند ، اما من نمىدانم و به من نمىگفتند چه خيالاتى دارند . اينكه دهات اطراف را غارت كردند علت اين بود [ كه ] اسلحه را گرفتهاند . همان لرهاى ساكن اطراف شهر بروجرد هرچند نفر كه فقط يك تفنگ داشتند ، حمله به ده بىاسلحه آورده غارت كردند ، حتى دهات عراق را . عميد الدوله سؤال كرد آيا به نظر شما امر اصلاحپذير است يا نه ؟ گفت البته اگر عاقلى در ميان باشد و مايل باشند ، نه آنكه امير لشكر بگويد اسم لر را من بايد از ميان ببرم . آيروپلن هم رفت بعضى نوشتجات به شهر و ميان چادرهاى ايلات انداخت . قاصد هم مىرود و مىآيد لكن از راه ديگر . شرف الدين ميرزا - طياره اين دو آيرپلن كه جديدا رفت وارد بروجرد شد . ديگرى مفقود گرديد و تازگى مىگويند ملاير به زمين آمده است و بعد مىرود راه را گم كرده بود . دو گارى بمب هم ديشب رفت . دوازده نفر هم صاحب منصب داوطلب كه يكى شرف باشد ، ديگرى مهديقلى ميرزا پسر كوچك عميد الدوله . بنا بود روسيه براى تحصيل آيروپلنچى بروند . فعلا قرار شد بمانند و بروجرد براى « اتود » اين طيارات رفته سپس مسكو بروند . امير مجاهد بختيارى اخباراتى كه عصر تحصيل شد . خبر شكستى شايع شده ، ميان مردم همهمه است . عدهء قشونى رفت . شرف « 1 » هم با يك ايروپلن امروز رفتند . هيچ تا امروز هم طياره سوار نشده بود و سه ساعت بايد در هوا بماند . به ايلات كمك مىشود . امير مجاهد بختيارى بصره رفته و حامل اسلحهء زيادى شده . جواب تلگراف سردار سپه را كه مخابره نموده بود خوب است به اروپا مسافرت كنيد ، خيلى تشدد كرده است كه ما با خونهاى خود
--> ( 1 ) - مراد شرف الدين ميرزا قهرمانى است . ( مسعود سالور )